السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

201

تفسير الميزان ( فارسي )

انداختن آنان به سوى معصيت به لشگريانت اعم از سواره نظام و پياده نظام دستور بده تا پيوسته بر سر آنان بزنند ، و اين گويا اشاره است به اينكه لشگريان شيطان بعضىشان تندكار و بعضى كندكارند ، هم چنان كه وضع هر لشگرى همين طور است بعضى سواره و بعضى پياده‌اند ، پياده ها را به كارى مىگمارند كه حاجت به سرعت عمل نداشته باشد . * ( « وَشارِكْهُمْ فِي الأَمْوالِ وَالأَوْلادِ » ) * . شركت جز در ملكيت و اختصاص تصور نمىشود ، و لازمه اش اين است كه شريك در استفاده از آن ملك - كه غرض از تحصيل آن همان استفاده است - سهيم باشد ، چرا كه مال عينى است خارجى و جداى از انسان و همچنين فرزند موجودى است مستقل و جداى از پدر و مادر و اگر غرض از مال و فرزند استفاده از آنها نبود هرگز انسان ماليتى براى مال و اختصاصى براى فرزند قائل نمىشد . پس شركت كردن شيطان با آدمى در مال و فرزند سهم بردن از منفعت و اختصاص است ، مثل اينكه آدمى را وادار كند به تحصيل مال كه خداوند آن را مايه رفع حاجت آدمى قرار داده از راه حرام ، زيرا در اين صورت هم آدمى از آن مال منتفع شده به غرض طبيعى خود نائل مىشود ، و هم شيطان به غرض خود رسيده است و يا آنكه از راه حلال كسب بكند و ليكن در معصيت به كار برند ، و در اطاعت خدا صرف نكند ، پس هر دو از آن مال منتفع شده‌اند با اينكه او از رحمت خدا تهى دست است . و يا آنكه از راه حرام فرزندى براى آدمى به دنيا آيد ، و يا از راه حلال به دنيا آيند و ليكن به تربيت دينى و صالح تربيتش نكند و به آداب خدايى مؤدبش نسازد ، در نتيجه سهمى از آن فرزند را براى شيطان قرار داده و سهمى را براى خودش ، و همچنين چيزهاى ديگر . و اين وجه كه ما ذكر كرديم وجه خوبى است در تفسير آيه ، و جامع همه معانى و وجوه مختلفه است كه ذكر كرده‌اند ، مانند گفتار بعضى كه گفته‌اند : اموال و اولادى كه شيطان در آنها شركت دارد عبارت است از اموالى كه از راه حرام و غير حق به دست آمده باشد ، و فرزندى كه از راه زنا پديد آمده باشد « نقل از ابن عباس و غيره » . و يا گفته‌اند « 2 » : شركت شيطان در اموال به اين است كه او دستور دهد اموال را به صورت « سائبه » و « بحيره » و يا غير آن در آورند ، و در اولاد به اين است كه فرزندان را يهودى

--> ( 1 ) مجمع البيان ، ج 6 ، ص 426 . ( 2 ) تفسير فخر رازى ، ج 21 ص 6 .